انتخاب یک آنزیم فایتیز برای بالاترین کارایی و راندمان

At a time of exceptionaly high  feed  costs it is only natural  livestock producers  shuld look

for ways to  reduce diet  and overal  production costs .phytase is the most widly used feed

enzyme in the world and is recognised for the benefits it brings  in  reducing diet costs , at

the same time as protecting the environment from excessive phosphorus pollution .however

the  question  still remains  of  whether  new , improved  sources of phytase are  bing  fully

exploited by the feed industry at a time of rising and volatile feed prices

اسب و سیرک

یه اسبه یه روز زنگ میزنه به سیرک میگه:لطفا گوشی رو بدید به رئیس.گوشی رو میدن به رئیس

بعد رئیس می پر سه : بفرمایید .اسبه میگه آقای رئیس من مدتیه بیکارم و نمیتونم خرج زندگیمو بدم

لطفا یه کاری اونجا به من بدید .رئیس میگه اینجا همینها هم زیادین داریم بعضی هاشونو اخراج میکنیم

کار کجا بود؟ اسبه میگه : ولی من خیلی روی شما حساب کردم باید یه کاری به من بدید.از رئیس انکار و

از اسبه اصرار تا بالاخره رئیس از رو میره و میگه باشه دیگه خسته شدم .خب بگو ببینم هنرت چیه؟اسبه

میگه: احمق من دارم حرف میزنم!!!!

تاثیر مخمرهای زنده(فعال) در اسبها

 

Horses  are trickle  feeding behaviores , nomadic in nature and who  have envolved to  ingested

small,fiber-rich on an almost continual basis . as hind gut fermenters ,horses rely on a symbiotic

relationship  with baceria  and other gut  flora , to digest the fibrous portion of their  daily  ration

too  much  strach in the diet  increases the risk of colic and laminitis .the  addition of yeast to the

diet may help in managing these problems.

درخت بید

آنجا که درخت بید به آب میرسد یک بچه قورباغه و یک کرم کوچولو همدیگر را دیدند. آنها توی چشم هم نگاه کردند و عاشق هم شدند.کرم رنگین کمان زیبای قورباغه شد و بچه قورباغه مروارید سیاه و درخشان کرم .بچه قورباغه گفت : من عاشق سر تا پای تو هستم.کرم گفت من هم عاشق سر تا پای تو هستم قول بده هیچ وقت تغییر نکنی بچه قورباغه گفت: قول می دهم.

ولی بچه قورباغه نتوانست سر قول خود بماند و تغییر کرد درست مثل هوا که تغییر می کند.روز بعد که آنها همدیگر را دیدند بچه قورباغه دو تا پا درآورده بود.کرم کوچولوگفت:تو زیر قولت زدی . بچه قورباغه التماس کرد منو ببخش باور کن دست خودم نبود من این پاها رو نمی خوام من فقط رنگین کمان زیبای خودمو می خوام.قول بده دیگه تغییر نکنی.

بچه قورباغه گفت: قول میدم.ولی مثل عوض شدن فصلها دفعه بعد که آندو همدیگر رو دیدند بچه قورباغه دو تا دست هم در آورده بود.کرم بازم  گریه کرد و گفت: این دفعه دوم است که زیر قولت میزنی.بچه قورباغه باز هم التماس کرد وگفت دست خودم نبود من این دستها رو نمی خوام من فقط رنگین کمان خودمومیخوام.کرم گفت:من هم مروارید سیاهمو می خوام.این آخرین باریست که می بخشمت.ولی بچه قورباغه نتونست سر قولش بمونه چون باز هم تغییر کرد و دفعه بعد که آنها همدیگر رو دیدند بچه قورباغه دم نداشت.. کرم گفت: تو سه بار زیر قولت زدی و حالا دیگه دل مرا هم شکستی. بچه قورباغه گفت: ولی تو رنگین کمان زیبای من هستی کرم گفت:آره ولی تو دیگه مروارید درخشان من نیستی!

کرم از شاخه بید بالا رفت و آنقدر به حال خود گریست که خوابش برد.یک شب گرم و مهتابی کرم از خواب بیدار شد آسمان عوض شده بود درختها عوض شده بودند و همه چیز عوض شده بودند.اما علاقه او به بچه قورباغه تغییر نکرده بود .با این که بچه قورباغه زیر قولش زده بود اما او تصمیم گرفت او را ببخشد بالهایش را خشک کرد  بال بال زد و پایین رفت تا بچه قورباغه را پیدا کند.

آنجا که درخت بید به آب میرسد قورباغه روی برگ سوسن نشسته بود.پروانه گفت:ببخشید شما مروارید سیاه........ ولی قبل از آنکه سوال خود را تمام کند قورباغه جستی زد و پروانه را بلعید.و حالا قورباغه آنجا زیر درخت بید نشسته ومنتظر رنگین کمانیست که مدتهاست برای دیدنش بی تابی می کند.